ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    abdoos
    تاریخ عضویت
    2012/01/29
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    501
    0
    4
    نوشته های وبلاگ
    26
    میزان امتیاز
    0

    Red face حکیم ابوالقاسم فردوسی

    25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسي


    شاهنامه، تبارنامه ملت كهن ماست كه در هرم جگرسوز ايام، همواره همچون سروي سايه‏‏فكن خستگان و مشتاقان ايران زمين را به خنكاي خويش فراخوانده است.
    بسا پهلواناني كه در دامن اين دايه پير برباليده‏اند، با داستانهاي شگفت‏انگيزش زندگي كرده‏اند، با شنيدن حكايت رستم و سهراب باران اشكي بر گونه افشانده‏اند؛ و از خاطره خونين سياووش بارها بر خويش لرزيده‏اند.
    شاهنامه، حافظ راستين سنن ملي و شناسنامه قوم ايراني است. شايد بي‏وجود اين اثر سترگ، بسياري از عناصر مثبت فرهنگ آباء و اجدادي ما در طوفان حوادث تاريخي نابود مي‏شد و اثري از آثارش به جاي نمي‏ماند.

    حكيم فردوسي كه شاعري معتقد و مؤمن به ولايت معصومين (ع) بود و خود را بنده اهل بيت نبي و ستاينده خاك پاي وصي مي‏دانست و تأكيد مي‏كرد كه:
    گرت زن بد آيد، گناه من است
    چنين است و آيين و راه من است
    بر اين زادم و هم بر اين بگذرم
    چنان دان كه خاك پي حيدرم
    با خلق حماسه عظيم خود، برخورد و مواجهه دو فرهنگ ايران و اسلام را به بهترين روش ممكن عينيت بخشيد، با تأمل در شاهنامه و فهم پيش زمينه فكري ايرانيان و نوع انديشه و آداب و رسومشان متوجه مي‏شويم كه ايرانيان همچون زميني مستعد و حاصلخيز آمادگي دريافت دانه و بذر آيين الهي جديد را داشته و خود به استقبال اين دين توحيدي رفته‏اند.
    چنان كه در سالهاي آغازين ظهور اسلام، در نشر و گسترش و دفاع از احكام و قوانينش به دل و جان مي‏كوشيدند. از اين منظر، اهميت �شاهنامه� فقط در جنبه و شاعرانه آن خلاصه نمي‏شود و پيش از آن كه مجموعه‏اي از داستانهاي منظوم باشد، تبارنامه‏اي است كه بيت بيت و حرف حرف آن ريشه در اعماق آرزوها و خواسته‏هاي جمعي ملتي كهن دارد؛ ملتي كه در همه ادوار تاريخي، نيكي و روشنايي را ستوده و با بدي و ظلمت ستيز داشته است.
    حكيم فردوسي به تحقيق در سال 329 و يا 320 ه . ق در خانواده‏اي از دهقانان به دنيا آمد. اين شاعر استاد اگر چه در آغاز زندگي همچون دهقانان و زمينداران روزگار خود صاحب شوكت و مكنت بود، اما به خاطر صرف عمر در راه هنر و ادبيات و از همه مهمتر نظم شاهنامه، ثروت خود را از دست داد و در عهد پيري تهيدست و بي‏چيز شد:
    آلا اي برآورده چرخ بلند
    چه داري به پيري مرا مستمند

    چو بودم جوان برترم داشتي
    به پيري مرا خوار بگذاشتي
    به جاي عنانم عصا داد سال
    پراكنده شد مال و برگشت حال
    فردوسي نظم شاهنامه را حدود سالهاي 370 يا 371 ه . ق شروع كرد و حدود سي و پنج سال، بي‏وقفه در انجام و اتمام اين كار كوشش نمود. به عبارتي، او تمام هستي خود را وقف اين كار كرد و با وجود چند تن از دوستانش كه حامي او در انجام اين كار ملي و ادبي بودند، همان طور كه گفتيم، به روزگار پيري ثروت دوران جواني را از دست داد و فقير و تهيدست، باقي عمر را در بي‏چيزي و افلاس گذراند.
    حماسه‏سراي بزرگ ايران در سال 411 ه .ق درگذشت. او را در شهر طوس در باغي كه ملك خود او بود، به خاك سپردند.
    از جزئيات زندگي حكيمي كه عمر خود را به ايثار در تدوين و بازسازي شاعرانه سرگذشت پهلوانان اساطيري و حماسي ايران سپري كرد، آگاهي چندان دقيق و مستندي در اختيار نداريم، شايد بهتر اين است كه شرح زندگي او را در زندگي پهلوانان شاهنامه جستجو كنيم؛ پهلواناني كه زندگيشان در رويارويي با مرگ معنا مي‏يابد؛ مگر نه اين كه او خود نيز يكي از همين پهلوانان بود�
    شاهنامه، منظومه مفصلي است كه حدوداً از شصت هزار بيت تشكيل شده است و داراي سه دوره اساطيري، پهلواني و تاريخي است. دوره اساطيري شاهنامه، عهد كيومرث تا سلطنت فريدون را در بر مي‏گيرد و دوره پهلواني آن شامل قيام كاوه تا مرگ رستم است. قسمت تاريخي شاهنامه، شامل اواخر عهد كيان به بعد مي‏شود كه اين قسمت نيز با افسانه‏ها و داستانهاي حماسي آميخته است.
    به عنوان مهمترين مآخذ فردوسي در نظم شاهنامه، در درجه اول از شاهنامه ابومنصوري مي‏توان نام برد. علاوه بر آن، داستانهايي كه درباره رستم و خاندان گرشاسپ وجود داشته و راوي اغلب آنها، فردي به نام آزادسرو بوده است، و همچنين داستانها و رواياتي پراكنده كه خود شاعر به صورت شفاهي از ديگران مي‏شنيد.
    فردوسي بر پيرنگ منابع بازمانده كهن، چنان كاخ رفيعي از سخن بنيان مي‏نهد كه به قول خودش باد و باران نمي‏تواند گزندي بدان برساند و گذشت ساليان خللي در اركانش وارد نمي‏كند.
    در برخورد با قصه‏هاي شاهنامه و ديگر داستانهاي اساطيري فقط به ظاهر داستانها نمي‏توان بسنده كرد؛ تأمل و دقت در آنها كه گاه حتي به نظر، ساده مي‏نمايند، بسياري از حقايق وجود را بر ما آشكار مي‏كنند. اساطير، نمونه‏هاي نخستين و حقيقي اتفاقات جزئي و كلي در عالم واقعيت هستند و تنها آنان كه صاحب تفكر و اهل انديشه‏‏‏اند مي‏توانند از ژرفاي حقايق موجود در داستانهاي اساطيري بهره‏مند شوند.
    زبان قصه‏اي اساطيري، زباني آكنده از رمز و سمبل است؛ چنان كه بي‏توجهي به معاني رمزي اساطير، شكوه و غناي آنها را تا حد قصه‏هاي معمولي تنزل مي‏دهد و حكيم فردوسي توصيه مي‏كند:
    تو اين را دروغ و فسانه مدان
    به يكسان روش در زمانه مدان
    از او هر چه اندر خورد با خرد
    وگر بر ره رمز معني برد
    شاهنامه روايت نبرد خوبي و بدي است و پهلوانان، جنگجويان اين نبرد دائمي در ناوردگاه هستي‏اند. جنگ فريدون و كاوه با ضحاك ظالم، كين خواهي منوچهر از سلم و تور، مرگ سياووش به دسيسه سودابه و ... همه حكايت از اين نبرد و ستيز دارند.
    تفكر فردوسي و انديشه حاكم بر شاهنامه هميشه مدافع خوبيها در برابر بدي وظلم و تباهي و تيرگي است. ايران كه سرزمين آزادگان محسوب مي‏شود، همواره مورد رشك و آزار و اذيت همسايگانش قرار مي‏گيرد.
    زيبايي و شكوه ايران، آن را در معرض مصيبتهاي گوناگون قرار مي‏دهد و از همين رو پهلوانانش با تمام توان از موجوديت اين كشور و ارزشهاي عميق انساني مردمانش كه جنبه مقدس و ديني دارد، به دفاع برمي‏خيزد و جان بر سر كار خويش مي‏نهند.
    برخي از پهلوانان شاهنامه چونان نمونه‏هاي متعالي آدمي بر خاك هستند كه عمر خويش را به تمامي در خدمت همنوعان خويش گذارده‏اند؛ پهلواناني همچون فريدون، سياووش، كيخسرو، رستم، گودرز و طوس از اين دسته‏اند.
    پهلوانان ديگري نيز همچون ضحاك و سلم و تور وجودشان آكنده از شرارت و بدخويي و فساد است؛ گويي مأموران اهريمنند و قصد نابودي و فساد در امور جهان را دارند. قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستيزي هماره دارند و اين ستيز نه رويگرداني از مرگ است و نه پناه بردن و كنج عافيت؛ بلكه پهلوان د رمواجهه و درگيري با خطرات بزرگ به جنگ مرگ مي‏رود و در حقيقت، زندگي را از آغوش مرگ مي‏دزدد.
    زبان شعر فردوسي نه زبان تغزل است و نه زبان ند و نصيحت. اگر چه داستانهاي او در نهايت به تمامي پند و مثل‏اند و شاعر در پايان اغلب داستانهايش بي‏اعتباري دنيا را فرا ياد خواننده مي‏آورد و او را به بيداري و تنبه از غفلت روزگار مي‏خواند؛ و چون هنگام سخن عاشقانه مي‏رسد، به سادگي و وضوح و در نهايت در شأن شكوه و هيبت پهلوانان در اين ميدان گوي مي‏زند.
    نگاهي به اسكندرنامه نظامي در قياس با شاهنامه، اين حقيقت را بر ما نمايانتر مي‏كند. شاعر عارف كه ذهنيتي تغزلي و زباني نرم و خيال‏انگيز دارد، در وادي حماسه را فراموش كرده است؛ حال آن كه حكيم فردوسي حتي در توصيفات تغزلي در حد مقدورات و شأن زبان حماسه از تخيل و تصاوير بهره مي‏گيرد و از ازدحام بيهوده تصاوير در زبان حماسي‏اش پرهيز مي‏كند. تصوير در شعر فردوسي همواره در كنار تجسم وقايع قرار دارد. شاعر حماسي‏سرا با تجسم حوادث و ماجراهاي داستان در پيش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث مي‏برد؛ گويي خواننده، داستان را بر پرده سينما به تماشا نشسته است.
    تصويرسازي و تركيب‏بندي تخيل در اثر فردوسي چنان محكم و متناسب است كه حتي اغلب توصيفات طبيعي درباره طلوع، غروب، شب، روز و ... در شعر او حالت و تصويري حماسي مي‏يابند و ظرافت و دقت حكيم طوس در چنين نكاتي موجب هماهنگي جزئي‏ترين امور در شاهنامه با كليت داستانها شده است. به اين توصيفات شاعر از آفتاب دقت كنيد:
    چو خورشيد از چرخ گردنده سر
    برآورد برسان زرين سپر
    پديد آمد آن خنجر تابناك
    به كردار ياقوت شد روي خاك
    چو زرين سپر برگرفت آفتاب
    سر جنگجويان برآمد زخواب
    و اين هم تصويري كه شاعر از رسيدن شب دارد:
    چو خورشيد تابنده شد ناپديد
    شب تيره بر چرخ اشگر كشيد
    شاهنامه زباني فاخر و مطنطن دارد. موسيقي در شعر فردوسي از عناصر اصلي شعر محسوب مي‏شود. انتخاب وزن متقارب (فعولن فعولن فعولن فعول) كه هجاهاي بلند آن كمتر از هجاهاي كوتاه است، موسيقي حماسي شاهنامه را چند برابر مي‏كند.
    علاوه بر استفاده از وزن عروضي مناسب، فردوسي با به كارگيري قوافي محكم و هم حروفيهاي پنهان و آشكار، انواع جناس، سجع و ديگر صنايع لفظي تأثير موسيقايي شعر خود را تا حد ممكن افزايش مي‏دهد.
    اغراقهاي استادانه، تشبيهات حسي و القاي حالات و نمايش لحظات طبيعت و زندگي از ديگر
    مشخصات مهم شعر فردوسي است:
    برآمد ز هر دو سپه بوق و كوس
    هوا نيلگون شد، زمين آبنوس
    چو برق درخشنده از تيره ميغ
    همي آتش افروخت از گرز و تيغ
    هوا گشت سرخ و سياه و بنفش
    ز بس نيزه و گونه گونه درفش
    از آواز ديوان و از تيره گرد
    ز غريدن كوس و اسپ نبرد
    شكافيد كوه و زمين بر دريد
    بدان گونه پيكار كين كس نديد
    چكاچاك گرز آمد و تيغ و تير
    ز خون يلان دشت گشت آبگير
    زمين شد به كردار درياي قير
    همه موجش از خنجر و گرز و تير
    دمان بادپايان چو كشتي بر آب
    سوي غرق دارند گفتي شتاب
    همي گرز باريد بر خود و ترگ
    چو باد خزان بارد از بيد، برگ
    [SIZE=3]تاسیسات،قلب تپنده ساختمان
    [/SIZE]
  2. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    محل سکونت
    دنیای تبلیغات
    نوشته ها
    بسیار
    برای سفارش تبلیغات با شماره 44238043 تماس بگیرید.

     

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دانلود نصب کولر گازی به زبان روسی
    توسط Admin در انجمن تجهیزات سرمایشی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2012/07/15, 13:52
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2012/06/17, 09:28
  3. عکس/ فردوسی پور در جلسه کنکور دکتری
    توسط pc-manager در انجمن مطالب آزاد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2012/03/25, 20:44
  4. فرمهای محاسبات هیدرولیکی - مهندس حسام طاوسی
    توسط Admin در انجمن پمپاژ و تصفیه
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 2011/07/20, 00:29
  5. متن جالب یه کارت عروسی
    توسط mrhaghani در انجمن مطالب آزاد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2011/07/04, 13:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •